از افسانه تا واقعیت: چرا بعضی روایح رو حس نمیکنیم؟

از افسانه تا واقعیت: چرا بعضی روایح رو حس نمیکنیم؟

منشا تمام باورهای خرافی در نسل بشر همواره کمبود دانش بوده. اصلا هم فکر نکنید که این ماجرا فقط مربوط به زمانهای قدیم میشه. هنوز هم خیلی وقتها که ما اطلاعی از چرایی و چگونگی پدیده ها نداریم، در موردشون فکرهای عجیب غریبی به ذهنمون میرسه. یکی از این موارد نابویایی و عدم درک بعضی از روایح توسط دسته ای از افراد هست. سوالی که پیش میاد اینه: آیا کسایی که اون روایح رو درک میکنند خاصن و سایرین نقصی دارند؟ 


بیاید ببینیم واقعا چرا بعضی ها نمیتونند بوی یکسری از مواد خاص رو حس کنند. میخوام دقیقا از عطرهای اسنتریک مولکول (Escentric-Molecules) شروع کنم. اگر صادقانه بخوایم بگیم ایده ی عطار گِزا شون (Geza Schoen) برای نشون دادن زیبایی های منحصربفرد مواد اولیه ی سینتتیک در عطرسازی بسیار قابل ستایش هست. آقای شون تصمیم گرفت در مورد چهار مولکول سینتتیکِ مختلف، در هر مورد، یک جفت عطر عرضه کنه (برای مثال مولکول۱ – اسنتریک۱) که مکمل همدیگه هستند. میپرسید چطور؟ در عطر مولکول تنها از یک مولکول سینتتیکِ مشخص به صورت تک نت استفاده کرد و در جفتش یعنی عطر اسنتریک با همون شماره، اون ماده سینتتیک رو در کنار یکسری نت های دیگه کار کرد. استفاده همزمان این جفت عطر، باعث میشه حتی اگر شما جز اون دسته از افرادی هستید که به اون مولکول خاص، نابویا باشید (علت در ادامه متن توضیح داده میشه)، رایحه اش رو در اسنتریک حس کنید.

اما در زمینه ی مارکتینگ، فروشنده ها خیلی این ایده رو جدی نگرفتند و یجورایی بنظرشون جذاب نیومد. از کمبود دانش که بگذریم، اونها برای فروش بیشتر و جلب توجه مشتری از عطرهای مولکول به عنوان “محرک جنسی” نام بردند. حربه ای که هنوزم در رده های پایین بازار و بین اسانس فروش ها، جواب میده! به عنوان مثال، در یک مجله پر زرق و برق، این تبلیغ مزخرف دیده شد که در اون مولکول ۲ رو به عنوان عطری محرکمعرفی کردند و علت نابویایی نسبت به رایحه اش رو اینطور تشریح کردند: 

محرک جنسی، فصل جدیدی در تاریخ سکشوالیته انسانی. خالص و ناب، غنی از تمایلات جنسی حیوانی. این عطر یک معجون عشق واقعی است، سلاح مخفی جذابیت. بدون بو.۱۰۰٪ امبراکسان


خب اجازه بدید برگردیم به بحث اصلیمون: چرا من یا دوستم نمیتونیم رایحه ای رو از عطرای مولکول استشمام کنیم؟ انگار هیچ بویی نداره؟

اولین دلیلی که ما بوها رو حس نمیکنیمآنوزمی جزئی(نابویایی یا کرَبویی) هست. بر خلاف آنوزمی (anosmia) و از دست دادن کامل قدرت بویایی، نوع جزئی اون خیلی رایج و عادی هست و ممکنه برای خیلی از مردم در زمان های مختلف پیش بیاد. بطوریکه اونها قادر به تشخیص بوی یکسری از مواد نیستند. اما چرا و چه موقع این اتفاق میفته؟ مثل هر ابزار اندازه گیری دیگه ای، تمامی حواس ما هم در یک محدوده ی مشخص کار میکنند. یک نگاه به عکس پایین بندازید. چشم انسان طول موج های ۳۸۰ تا ۷۲۰ نانومتر رو دریافت میکنه. بیشتر از این طول موج یا کمتر از اون عملاً توسط چشم غیرمسلح دیده نمیشه. یا در حالیکه محدوده ی وسیعی از امواج از رادیویی گرفته تا گاما وجود داره، گوش انسان تنها قادر به شنیدن ۰٫۰۱% این طیف هست! یعنی فرکانس های بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز رو فقط میشنویم. حالا تصور کنید وقتی سن بالا میره حساسیت درک اصوات پایینتر هم میاد و حدودهای ۵۰ سالگی این محدوده به ۱۲۰۰۰ هرتز میرسه.

رسیدیم به اصل مطلب! محدوده ی بویایی کجاست؟ پژوهش ها نشون داده حساسترین بینی متعلق به نوزادان هست و اونها بعد از یک سالگی ۵۰% حساسیت بویاییشون رو از دست میدن. صبر کنید هنوز به عمق فاجعه نرسیدیم! روند تدریجی کاهش حساسیت بویایی در کل عمر انسان ادامه داره. پروسه دریافت و درک بوی یک ماده به این صورت هست که مولکولهای فرارِ ماده ی معطر به بینی وارد میشن و روی گیرنده های بویایی مینشینند. اما گیرنده های بویایی باید با سایز مولکول معطر جور باشه! این گیرنده مولکولهای زیادی بزرگ رو قبول نمیکنه. واسه همین، مولکولهایی که بیش از ۳۵۰ دا وزن دارند، به هیچ وجه حداقل برای ما به عنوان انسان، بویی ندارند. بر این اساس بزرگترین مولکول معطر، ترکیب (هِلوِتُلید) هست که رایحه ی مُشک داره. پس میشه اینجوری گفت مولکولهای معطر سبکتر مثلا لینالول و اوژنول رو همه ی آدمهای عادی و سالم میتونند استشمام کنند اما مولکولهای سنگینی که وزنشون حول و حوش ۳۵۰ دا باشه ممکنه برای بعضی افراد قابل درک نباشند. اکثر این مولکولهای معطر سنگین رایحه ی چوبی، مُشکی و امبریدارند. این اتفاق یعنی نابویایی جزئی حتی میتونه برای خوده عطارها هم اتفاق بیفته. اما نکته ی امیدوار کننده اینه که گاهی وقتا حتی اگر ما از اون ماده معطر بخاطر وزن سنگینش بویی حس نکنیم، در حالت مخلوط با مواد معطر دیگه، میتونیم بخشی از رایحه شونرو حس کنیم! پس مشخص شد تاکید تولید کننده برای استفاده همزمان و به اصطلاح لیِر کردندو عطر هم شماره ی سری اسنتریک-مولکول به چه علت هست.


حالا بد نیست یک نیم نگاهی به روایح عطرهای مولکول داشته باشیم:

مولکول شماره ۱- ایزو E سوپر: رایحه ی چوبی خشک، نزدیک به چوب سدر با تفاوت هایی ظریف و یک جنبه فنولی شیرینِ قیر اندود. از نظر پراکندگی بسیار عالی عمل میکنه و قابلیت بسیار خوبی در ترکیب با اکثر مواد اولیه ی دیگه داره. بهمین دلیل در خیلی از عطرها از وجودش بهره میبرند. در این ارتباط ازتون دعوت میکنم نگاهی هم به این مقاله (بوی خوش هیچ) داشته باشید. 

مولکول شماره ۲-امبراکسان:رایحه ی شیرین و خشکی داره و نزدیک به بوی امبرگریس و یادآور رایحه ی کاغذ و مقوای قدیمی هست. جنبه هایی از اکورد دریایی و کمی هم با سوزنی برگ ها و مشک مشابهت داره (نزدیک به بوی مُشک دانه یا امبرت که همون مُشک گیاهی هست).بعضی از مردم هم ته بوی سبز و چای مانند و حتی خشکبار ازش حس میکنند. 

مولکول شماره ۳-وتیوریل استات: یک ماده ی نیمه سینتتیک که از مشتقات وتیورول هست. وتیورول ماده ی معطر اصلی در ایجاد رایحه ی وتیور هست. وتیوریل استات رایحه ی گرم و اسپایسی و در عین حال فِرِشی داره. بویی چوبی، پودری، خاکی با ته بویی از یکجور شیرینی لاکتونیک

مولکول شماره ۴-جاوانول:همونطور که قبلا هم در مقاله سندل ووداشاره شد. به دلایل محیط زیستی، استفاده از سندل طبیعی سالهاست که محدود شده. از بین تمام جایگزین هایی که براش تا به امروز پیدا شده این جاوانول هست که با قدرت بسیار بالا (رایحه قابل درک در دُز بسیار پایین و بسیار پایدار) خیلی خوب در بین عطرهای امروزی جا باز کرده. رایحه ای چوبی، سندل مانند، کِرِمی با ته بویی از گل رز.


اما نابویایی جزئی، تنها دلیلِ حس نشدن روایح نیست. دومین دلیل عدم درک روایح، انطباقهست. مواد معطر دور و بر ما هرچیزی که باشند تهش این مغز هست که باید اون بو رو با سوابق بویایی گذشته مقایسه کنه و یجورایی پردازش و درکش کنه. وقتی شما وارد محیطی میشید که خلاصه یه بویی اونجا وجود داره یا حتی بوی بدن خودتون، واقعا یجورایی عادت میکنید به اون رایحه! از دید مغزتون اون رایحه کانون توجه نیست پس میره به حاشیه و براتون عادی میشه. بطور کلی مغز ما نسبت به دو دسته از روایح حساستره! غذا و خطر. دو شاخصه ی بَدوی اما تاثیرگذار از زمان پیداش انسان. در یک تحقیق، برای یک دسته از افراد رایحه ی ناشی از سم رو در دسترس قرار دادند و برای یک دسته دیگه رایحه ی یک عطر رو. نتایج نشون داد روند انطباق بینی افراد دسته اول با ماده ی سمی خیلی کندتر از انطباق دسته دوم با رایحه ی عطر بود. پس حالا میفهمید چرا وقتی عطری رو میپوشید بعد از مدتی خودتون حسش نمیکنید اما برای دوستتون که تازه میبینتتون بوی عطرتون حس میشه.


خستگی بویایی سومین موردی هست که میتونه عامل عدم درک یک رایحه باشه. البته که این مورد هم مثل موردانطباقموقتاً اتفاق میفته. گیرنده های بویایی انواع مختلفی دارند با DNA متفاوت برای تشخیص انواع بوها. در نظر بگیرید بعد از نشستن مولکول معطر بر گیرنده ی بویایی مورد نظر در بینی ما، یک سیگنال الکتریکی به مغزمون ارسال میشه. بنابراین اگر اون ماده مشخص رو برای مدت طولانی پشت هم بو بکشید، گیرنده ی مورد نظرتون اشغال هست و دیگه پیام جدیدی نمیفرسته. پس چی میشه؟ خب بویی حس نمیکنیم! به عنوان مثال، وقتی بنزالدئید رو بو بکشید، حساسیت شما نسبت به استوفنون و نیتروبنزن کاهش پیدا میکنه. هر سه مورد دارای رایحه ی تلخِ بادام مانند هستند. به یاد بیارید در این پست به عنوان یک توصیه برای زمانیکه تست عطرهای متعدد داشتید، گفتیم که سعی کنید عطرهایی که تست میکنید از دسته های مختلف بویایی انتخاب بشن و دلیلش دقیقا همینه.

جالبه بدونید خیلی قبل از اینکه کروماتوگرافی و سایر ابزارهای آنالیز روایح که امروزه کمک حال عطرسازان هستند، وجود داشته باشند، یکی از روش های مقایسه و بررسی روایح دقیقاً استفاده از همین حالت مسدود کردن موقت یک رایحه بوده! حتما میپرسید چطور؟ اونها اول با بوییدن مدام یک نت خاص، بینیشون رو نسبت به اون ماده بلاک میکردند و بعد با فراغ بال میرفتند سراغ نمونه هایی که قصد بررسی سایر روایح معطر در اونها رو داشتند.

منبع : samoor.com

ارسال شده در 1398-03-22 0 102

یک نظر ثبت کنیدپاسخ بدهید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ثبت کنید..

شاخه های مقاله ها

آخرین نظرات

هیچ نظری وجود ندارد

جستجو در مقالات

اخیرا مشاهده شده

بدون محصول

منو

مقایسه 0