کریستین دیور (متولد 1905) یکی از بزرگترین طراحان لباس و مردی که نامش در سراسر جهان مترادف با هنر باشکوه است، میگوید: «عطر یک زن به من بیشتر از دستخط او درباره او میگوید.»
در 12 فوریه 1947، کریستین دیور دنیای سخت پس از جنگ را تغییر داد و جذابترین مجموعهای را خلق کرد که تا کنون شناخته شده است. یک شبه، «نگاه جدید» کریستین دیور - با دامنهای پر چرخش، کتهای کمردار و استفاده جسورانه از رنگ - به قول ووگ، تبدیل به «گربهای برای جمعیتی از گرسنگی تجملاتی شد که مشتاق بازگشت به مراسم آیینی بودند.
اما زنان فقط نمی خواستند خوب به نظر برسند. آنها هم میخواستند بوی زیبایی داشته باشند. بلافاصله پس از موفقیت در نمای جدید خود، دیور به یاد آورد: «خانم دیور متولد شد. زاده آن عصرهای پرووانسالی پر از کرم شب تاب بود که یاس سبز به عنوان نقطه مقابل ملودی شب و زمین عمل میکرد.
Miss Dior به یکی از نمادهای عطر بزرگ قرن بیستم تبدیل شد. ظاهراً در حالی که دیور در حال آماده شدن برای عرضه اولین عطر خود بود، هنوز نامی برای عطر اختراع نشده بود. سپس خواهرش، کاترین دیور، وارد سالن 30 Avenue Montaigne شد. میتزا بریکارد، موز دیور، اعلام کرد: «اینجا Miss Dior است!» در روز نمایش، سالن با این عطر جادوگر اسپری شد و مشتریان و خبرنگاران با رایحه آن بر روی لباس و پوست خود رفتند. Eau Fraîche همچنین در طول سالهای Dior ظاهر شد: یک اسپلش تابستانی توسط عطرساز Edmond Roudnitska، با ماندارین و لیمو، با خزه بلوط و وانیل در پایه آن است.
رایحه همیشه برای دیور بسیار مهم بوده است. او که تا ابد خرافاتی بود، شاخهای از زنبق دره را در لبههای هر لباس مد روز فرو میکرد و همیشه آن را با خود نگه میداشت. (او خانه های گرم خود را داشت، دقیقاً به منظور پرورش این گل مورد علاقه). متأسفانه، دیور تنها یک سال پس از رونمایی از گل برف خیره کننده، Diorissimo درگذشت. اما خوشبختانه برای دوستداران عطر، جرقه خلاقانهای که توسط کریستین دیور برافروخته شد، به شعلهای تبدیل شد که تا به امروز به شدت میسوزد.
Parfums Christian Dior یکی از معدود خانههای عطری است که فرانسوا دماشی (François Demachy) خود را دارد که رئیس بخش توسعه بویایی است. Demachy در قلب عطرسازی، در Grasse بزرگ شد، جایی که ما در مورد مواد طبیعی یاد گرفتیم. در آنجا در کارخانهای شاگردی کردم و در آنجا وقتم را با یادگیری استعدادهای مختلف گذراندم. ما در واقع قراردادی برای تولید مواد طبیعی داشتیم. ما رابطه متفاوتی با آنها داشتیم. بعد از آن بسیار مفید بود زیرا من در خلاقیتهایم به طور متفاوتی به چیزها برخورد کردم و این مخصوص بزرگ شدن در گراس بود.